تبليغاتX
Onashe.zamini

 

أَنجَحُ الاُمُورِ ما اَحاط َ بِهِ الکِتمانُ

با نتیجه ترین امور آن است که کِتمان آن را احاطه کند.

حضرت امیرالمومنین (ع)

 

یه ظرف کوچیک با ذره ای آب پر و لبریز میشه ، امّا دریا رودخانه ها رو هم در خودش جای میده ،

برای انسانیت داشتن باید ظرفیت رازداری رو داشت ،

باید دریا دل بود و فاش نکرد حتیّ در برابر رازهای شخصی هم اینطور باید بود ،

به یاد داشته باش که هر چیزی ارزش گفتن نداره و هر آدمی ارزش شنیدن حرفای تو رو

نمیدونه ، پس :

 

آب صفت هر چه شنیدی بشوی

آینه سان هر چه که بینی مَگوی

zollal

نوشته شده توسط مرجان دریایی در چهارشنبه 29 شهریور1385 ساعت 4:11 | لینک ثابت |

 

 

"رنج"

من نمي دانم و همين درد مرا سخت مي آزارد

كه چرا انسان اين دانا اين پيغمبر

در تكاپوهايش چيزي از معجزه آن سوتر

ره نبرده ست به اعجاز محبت چه دليلي دارد ؟

چه دليلي دارد كه هنوز

مهرباني را نشناخته است ؟

و نمي داند در يك لبخند

چه شگفتي هايي پنهان است

من برآنم كه درين دنيا

خوب بودن به خدا سهلترين كارست

ونمي دانم كه چرا انسان تا اين حد با خوبي بيگانه است

و همين درد مرا سخت می آزارد

 

                                .:. فریدون مشیری .:.

 

و همین درد مرا سخت می آزارد ، که چرا لبخندمون رو از یه کوچولوی ناز نازی دریغ میکنیم ، و با این کار یادش میدیم که لبخند رو از آدمای زندگیش دریغ کنه ، با خوبی یکی شو ، اما به خاطر خوبی کردن انسانیتت رو فدا نکن ، تا وقتی وجود داری میتونی محبت پخش کنی و انسانیتت رو به اثبات برسونی  ، شعار نمیدم ؛ حرف دلم رو میخوام به گوش تو برسونم، چون دوستت دارم، چون یه انسانی ، فقط  چون انسانی ، و این والاترین نعمتیِ که خدا نصیب تو کرده .

انسان بودن رو درک کن ، با تمام خوبیهاش ، آدمیزاد تنها یه جسم با یه روح بی تفاوت نیست ، همه چیز در اختیار همۀ ماست ، تا بخندیم ، شیطنت کنیم ، جسور باشیم و کنجکاو ،تا شاید بتونیم حقی رو طلب کنیم ، شاید بتونیم بخندونیم و دلی رو آروم کنیم ، تنها با یک دلیل ، هنوز یه انسان هست که برای انسان بودن تلاش میکنه .

 

 

gole ensani

 

نوشته شده توسط مرجان دریایی در جمعه 24 شهریور1385 ساعت 17:50 | لینک ثابت |

بوی کافور فضا رو پر کرده .

اینجا گورستانه .

من مُردم .

عجب سنگ قبری دارم ، چه براقِ ،

آدم اشتیاقش واسه مُردن بیشتر میشه .

بیشترو ، بیشترو ، بیشتر٫ مثل چشمی که نگاهش تارتر و تارتر و تار تر بشه .

یه نور داره هِی نزدیک میشه ، پُر رنگ میشه پُررنگ و پر رنگ تر .

آهای آدما من عینک نمیخوام ، با همین نگاه تار هم به این نور میرسم .

 

کسی هست که نمیذاره پاهام از روی سَنگا بلغزه .

نوشته شده توسط مرجان دریایی در یکشنبه 19 شهریور1385 ساعت 21:14 | لینک ثابت |
یا صاحب الزمان
نوشته شده توسط مرجان دریایی در پنجشنبه 16 شهریور1385 ساعت 17:26 | لینک ثابت |

 

 

کلام؛

واژه ای که مردم رو دلداری میده ،

زخم زبون میزنه ،

و از دکترا بهتر درد رو درمون میکنه ،

قلب آدما از کلام لبریزِ .

-کلام من ؛ من میخوام ،کلامم رو به

 دور مُچهات بپیچم ،

روی پیشونیت بچسبونم و بگم و یادت

بندازم،

که تو یه انسانی

و حقّت زیبا زندگی کردن و مختار بودنِ.

 

نوشته شده توسط مرجان دریایی در یکشنبه 12 شهریور1385 ساعت 2:59 | لینک ثابت |
 
sedo namedrive domainsponsor parked domainkey trraficz
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar